آغاز

ای کاش مسیر به همین مستقیمی تصویری بود که ناخواسته در بالای این وبلاگ نقش بست.

شاید هم نه. شاید همین پیچیدگی است که ما را بازی میدهد و دلخوش میکند. مانند کوهنوردی که به بالا نگاه میکند، قله را میبیند و مسیر احتمالی را حدس میزند. اگرچه مسیر هموار نیست و همواره یک مسیر را نمیپوید، اما میداند چه میخواهد و چه میکند. شاید به همین دلیل هیچ گاه از کوهنوردی آنقدرها لذت نبردم. همه چیز پیش بینی پذیر بود. تنها حاشیه ها بود که مسیر را برایم جذاب میکرد.

حس میکنم به این پیچیدگی نیاز دارم، در حالی که عذاب میکشم. عذابی دائمی. از جنس ترس و لرز و البته تعلیق.

این ورودی در حقیقت متوهمانه فرستاده شده است. پیوند پایدار به آن را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s