ای کاش مسیر به همین مستقیمی تصویری بود که ناخواسته در بالای این وبلاگ نقش بست.
شاید هم نه. شاید همین پیچیدگی است که ما را بازی میدهد و دلخوش میکند. مانند کوهنوردی که به بالا نگاه میکند، قله را میبیند و مسیر احتمالی را حدس میزند. اگرچه مسیر هموار نیست و همواره یک مسیر را نمیپوید، اما میداند چه میخواهد و چه میکند. شاید به همین دلیل هیچ گاه از کوهنوردی آنقدرها لذت نبردم. همه چیز پیش بینی پذیر بود. تنها حاشیه ها بود که مسیر را برایم جذاب میکرد.
حس میکنم به این پیچیدگی نیاز دارم، در حالی که عذاب میکشم. عذابی دائمی. از جنس ترس و لرز و البته تعلیق.